از تار و رنگ تا شن و نور؛ سفرنامه یک نقاش در فستیوال بینالمللی هنر قطر 2025
سفرنامهی یک نقاش در QIAF 2025؛ روایت سه اثر، گفتوگوی فرهنگها و بازگشتی آگاهانه به فستیوال بینالمللی هنر قطر.
برای من، سفر همیشه از لحظهی سوار شدن به هواپیما شروع نمیشود؛ از جایی آغاز میشود که یک ایده، یک تصویر یا یک بافت ذهنم را رها نمیکند. دوحه در دسامبر ۲۰۲۵ مقصدی بود که از قبل در ذهنم شکل گرفته بود. این دومین بار بود که در فستیوال بینالمللی هنر قطر (Qatar International Art Festival) شرکت میکردم؛ تجربهای که ریشهاش به حضورم در QIAF 2024 برمیگشت و حالا در ۲۰۲۵، پختهتر، عمیقتر و شخصیتر ادامه پیدا میکرد.
فستیوال هنر قطر از ۷ تا ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ برگزار شد؛ رویدادی که فقط یک نمایشگاه هنری نیست، بلکه نمونهی موفقی از دیپلماسی فرهنگی است. جایی که هنر به زبان مشترک تبدیل میشود و هنرمندان، فارغ از ملیت و پیشزمینه، کنار هم قرار میگیرند تا روایتهایشان شنیده شود. این فضا برای من آشنا بود، اما تکراری نه. هر سال، قطر چهرهی تازهای از خود و از هنر جهانی نشان میدهد.
بازگشت آگاهانه؛ تفاوت 2024 و 2025

شرکت در فستیوال ۲۰۲۴ تجربهای مهم برای من بود؛ تجربهای که باعث شد بهتر بفهمم مخاطب بینالمللی چگونه نگاه میکند، مکث میکند و واکنش نشان میدهد. بازگشت در سال ۲۰۲۵، بازگشت یک هنرمند صرف نبود؛ بازگشت کسی بود که میدانست چرا دوباره اینجاست و چه چیزی میخواهد بگوید. همین آگاهی، انتخاب آثار و نحوهی حضورم را شکل داد.
سه اثر، یک ریشه مشترک
در QIAF 2025 با سه نقاشی شرکت کردم؛ آثاری که هرکدام مستقلاند، اما در عمق به یک مفهوم مشترک متصل میشوند: فرش بهعنوان حافظهی فرهنگی و انسان بهعنوان روایتگر آن.

Majesty on the Carpet
نقاشی یک اسب سیاه در کنار فرش. اسب، نماد شکوه و قدرت آرام است؛ نه تهاجمی، نه نمایشی. فرش در این اثر نقش زمین را دارد، نه تزئین. بستری که تاریخ، اصالت و هویت روی آن ایستادهاند. مخاطبان بینالمللی، حتی بدون شناخت مستقیم از فرهنگ فرش، ارتباطی غریزی با این تصویر برقرار میکردند؛ این همان نقطهایست که هنر جهانی میشود.
The Gaze of the Carpet
در این تابلو، دختری پشت فرش قرار گرفته و نگاهش از میان تار و پود عبور میکند. فرش هم حجاب است و هم رسانه. این اثر دربارهی نگاه زن، هویت پنهان و دیدهشدن در چارچوبهای فرهنگی است. بسیاری از بازدیدکنندگان، بیآنکه توضیحی بخواهند، مقابل این اثر مکث میکردند؛ مکثی که برای یک نقاش، ارزشمندتر از هر نقد کتبی است.

Woven Dream
نیمی از چهرهی یک دختر و نیمی از بافت فرش. مرز مشخصی وجود ندارد؛ همانطور که در واقعیت، گذشته و حال از هم جدا نیستند. این اثر شخصیترین کار من در این مجموعه بود؛ گفتوگویی میان رویا، حافظه و هویت. واکنشها نشان میداد که این تصویر، فراتر از جغرافیا فهمیده میشود.
فستیوال هنر قطر؛ فراتر از نمایش آثار
برنامههای فستیوال طی شش روز، طیفی متنوع از رویدادها را در بر میگرفت؛ از تورهای فرهنگی و نشستهای تخصصی گرفته تا ورکشاپها، مسترکلاسها و رویدادهای بینارشتهای. بهعنوان هنرمند، همیشه محتاطانه دربارهی حضور مستقیم در برنامهها صحبت میکنم، اما آنچه مسلم است، فضای فستیوال بستری واقعی برای شبکهسازی هنری، تبادل ایده و گفتوگوی بینفرهنگی فراهم میکرد.

بعضی از مهمترین لحظهها نه روی صحنه، بلکه در گفتوگوهای کوتاه، نگاهها و تعاملهای غیررسمی شکل میگیرند. QIAF این فرصت را میدهد که هنر، از قاب رسمی خارج شود و انسانیتر نفس بکشد.



دوحه؛ شهری که تصویر میسازد
دوحه شهریست که تضاد را بهخوبی مدیریت میکند؛ معماری مدرن در کنار ریشههای سنتی، سکوت کویر در کنار انرژی شهری. این تضادها برای یک نقاش الهامبخشاند. حتی قدمزدن در شهر، دیدن نور، بافتها و رنگها، ناخواسته ذهن را به سمت بوم میبرد. قطر فقط میزبان هنر نیست؛ خودش بخشی از روایت هنری است.



یکی از بخشهای ارزشمند حضورم در فستیوال بینالمللی هنر قطر 2025، دریافت گواهی رسمی (Certificate of Participation) از سوی برگزارکنندگان QIAF بود؛ گواهیای که صرفاً یک مدرک تشریفاتی نیست، بلکه تأییدیست بر حضور فعال و حرفهای در یکی از معتبرترین رویدادهای بینالمللی هنر معاصر در منطقه. چنین مدارکی در مسیر حرفهای یک هنرمند، بهویژه در فضای جهانی، نقش مهمی دارند؛ نه بهعنوان پایان راه، بلکه بهعنوان نشانهای از تداوم، تعهد و دیدهشدن در بسترهای معتبر هنری.


جمعبندی؛ چرا QIAF برای من مهم است
شرکت دوباره در فستیوال بینالمللی هنر قطر 2025 ادامهی یک مسیر بود، نه یک اتفاق جداگانه. این فستیوال یادآور این واقعیت است که هنر معاصر هنوز قدرت ایجاد ارتباط دارد، هنوز میتواند فرهنگها را به هم نزدیک کند و هنوز میتواند بدون ترجمه، فهمیده شود.


برای من، این سفر فقط ارائهی سه اثر نبود؛ فرصتی بود برای بازنگری در مسیر هنری، سنجش تأثیر تصویر و اطمینان از اینکه زبان نقاشی، همچنان زنده و جهانی است. بعضی سفرها تمام میشوند، اما بعضی دیگر در آثار بعدی ادامه پیدا میکنند. قطر، برای من از دستهی دوم است.

English